پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۸۷ - الوتر

بود وترت اشارت باز بر ذات

بعنوان سقوط اعتبارات

احد را سوی شیئی نسبتی نیست

باو هم نسبت هر شیئ منفی است

در این حضرت ز شیئی اعتباری

نباشد برخلاف شفع آری

چو باشد شفع را اندر تمکن

ز اسمائی و اعیانی تعین

از این معنی بوجه استعارت

بشفع و وتر فرماید اشارت

عبارت شفع از اعیان و اسماست

اشارت وتر بر ذات مسماست

ز شفعش نور وصفی آشکار است

ز و ترس سر ذاتی برقرار است

ز شفع احببت ان اعرف بجا گفت

ز وتر از کنت کنزش رازها گفت

خوداین از فهم اهل حسن نهانست

کسی فهمد نکو کاسرار دانست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۸۹ - وجهالاعنایهدو وجهی کز عنایت بی‌شکوک است
  2. بخش ۴۹۰ - وجها الاطلاق والتقییدشنو باز از دو وجه قید و اطلاق
  3. بخش ۴۹۱ - وجه‌الحقزوجه‌الحق اگر پرسی که آن چیست
  4. بخش ۴۹۲ - وجهه جمیع العابدینجمیع عابدین را چیست وجهت
  5. بخش ۴۹۳ - ذکر القلببهر وصفی که باشد زنده هر شیئ
  6. بخش ۴۹۴ - ورود الفکر علی‌القلببود فکر تو از وجهی عبارت
  7. بخش ۴۹۵ - الورقاءز ورقا نفس کلی گشت ملحوظ
  8. بخش ۴۹۶ - وراء‌اللبسوراءاللبس عین حق تعالی است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.