پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۷۷ - نهایه السفر الثالث

نهایت را چه در سیم سفر بد

ز ضدینت مگر سلب تقید

که آن ضدین ظاهر بود و باطن

زوال قید از آنت بس معاین

تو را جمع‌الاحد گر حاصل آید

زوال قید ضدین از تو شاید

بوجهی کز ظهور و از بطونت

برد جمع‌الاحد یکجا برونت

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۷۹ - النوالنوال آن خاص اهل قرب و حال است
  2. بخش ۴۸۰ - النوربود نور اسمی از اسماء یزدان
  3. بخش ۴۸۱ - نورالانوارچه باشد نورالانوار این هویداست
  4. بخش ۴۸۲ - حرف الواومراد از واو باشد وجه مطلق
  5. بخش ۴۸۳ - الواحدیهشنو باز از نشان واحدیت
  6. بخش ۴۸۴ - الوارداتشنو از واردات ار مرد راهی
  7. بخش ۴۸۵ - الواقعهشنو از واقعه باز از دم غیب
  8. بخش ۴۸۶ - واسطه الفیض و المددشنو از واسطه فیض و مدد باز
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.