پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاء

ازین بهتر تو را گویم نشانی

که باشد در ریا نیک امتحانی

نظر کن در خیال فاطن خود

بیایی چیزی ار در باطن خود

که نتوانی نمود اظهار آن را

بگیر از جزء و کل معیار آنرا

بقدر آن ریا میدان که باقیست

اگر جیزی نباشد دان ریانیست

اگر چیزی در آن نبود مخالف

ز کشفش هم نباشد مرد خائف

ابائی نیست گر نبود خلافی

چه باک از امتحانت گر تو صافی

اگر پاکی بریز انبان خود را

عیان کن شیوه پنهان خود را

دغلهائی که داری نه بیکسو

دوروئیها که هستت کن بیکرو

چو دیدی نیست دیگر هیچ چیزی

که ترس زان اگر بیند عزیزی

ز تشویش ریا جانت خلاص است

چنین خالص شدن خاص خواص است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۶۰ - النفس المطمئنه و اوصافهاشنو باز از صفات مطمئنه
  2. بخش ۴۶۱ - العفهبضد شهوت او را هست عفت
  3. بخش ۴۶۲ - الحلمسکون و حلم جز ضد غضب نیست
  4. بخش ۴۶۳ - القناعهقناعت باز ضد حرص و آزاست
  5. بخش ۴۶۴ - الشفقهدگر ضد حسدها شد شفقت
  6. بخش ۴۶۵ - التواضعتواضع ضد کبرت بی‌مظنه است
  7. بخش ۴۶۶ - الجودبضد بخل هم جود است و ایثار
  8. بخش ۴۶۷ - الاخلاصدگر ضد ریا صدق است و اخلاص
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.