پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۶۶ - الجود

بضد بخل هم جود است و ایثار

نه ایثاری که از عجب است و پندار

صفاتی چند بر جودت منوط است

نه جود است آنکه خالی زین شروطست

علو همت است اول که عالم

بچشمت قدرش آید کمتر از کم

اگر ملکی دهی بر ناتوانی

بود پیشت اقل از نیم نانی

دگر باشد تو را از داد حق یاد

که نمعت داد و منت هیچ ننهاد

دگر امرت بشکر و حمد فرمود

خود آنهم بهر اتمام نعم بود

که یاد منعم از هر نعمیت به

ز حق بر عبد نی زین رحمیت به

شود نعمت ز شکر نعمت افزون

بنفع عید گفت او باش ممنوع

و گر نه حق بود معطی بالذات

نخواهد سودی از عبد و عبادات

جهان را خلق محض موهبت کرد

نه بهر اتجار و منفعت کرد

غرض منت بجود است از لئامت

ز دو نان نه کرم جو نه کرامت

دگر شرط کرم باشد تواضع

بهر کو دارد از جودت تمتع

دگر شرط کرم باشد که پستش

نبینی و نخواهی زیر دستش

نه خدمت خواهی از وی نی تملق

نه تعریف و دعا و نی ترفق

دگر شرط کرم انس است و الفت

که جود از میل باشد نی زکلفت

دگر اغماض و عفو و پرده‌پوشی

هم از گفتار لایعنی خموشی

دگر در بذل دیدن خویش را پست

نه صحب مال و ذی جود و زبردست

کسی جز ذات حق ذیجود نبود

نه صاحب جود بل موجود نبود

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۶۸ - مراتب النفستو را شرح دگر باشد مناسب
  2. بخش ۴۶۹ - النفس القدسیدگر نفسی است قدسی در متانت
  3. بخش ۴۷۰ - النفس الرحمانیدگر نفسی است رحمانی زرحمان
  4. بخش ۴۷۱ - ارشادبس این نفس را شأنی عظیم است
  5. بخش ۴۷۲ - النقباءنقیبانند ارباب سرائر
  6. بخش ۴۷۳ - النکاح الساری فی جمیع الذراریشنو باز ازنکاخی کوست ساری
  7. بخش ۴۷۴ - نهایه‌الاسفاردگر گویم تو را ز اسفار اربع
  8. بخش ۴۷۵ - نهایه‌السفرالاولبود اول سفر را خود نهایت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.