پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبر

نشانی از تواضع وز تکبر

تو را گویم هم ار داری تدبر

تواضع کان ز بهر مال و جاهست

خلاف امر و تعظیم الهست

دگر اقسام آن بسیار باشد

یکی از عجب و استکبار باشد

تواضع باشدش عین تکبر

کند بر کبر و خود بینی تفاخر

دگر از احتیاج و افتقار است

دگر از ضعف نفس و اضطرار است

دگر باشد بعنوان تملق

دگر باشد باظهار تخلق

در اغلب از ره امید و بیم است

بنادر جائی از طبع کریم است

تواضع نیست کز دلخواه باشد

خضوع مرد ره‌لله باشد

تواضع گر نمائی با غرض تو

که هم خواهی تواضع در عوض تو

خضوع از مردمت باشد توقع

برنجی گر بجا نامد تواضع

دلیل است اینکه آن رأس تکبر

بجا باشد نه قطع اندر تصور

تواضع ور ز خلقت در نظر نیست

بتن آندیو را ازکبر سر نیست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهددگر آنسر که از حرص است و از آز
  2. بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهدنشانی بود این در ترک آزت
  3. بخش ۴۵۶ - علامه دفع‌الریاء للمجاهددگر بشنو علامات ریا را
  4. بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاءتو را گویم علمتهای مجموع
  5. بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاءازین بهتر تو را گویم نشانی
  6. بخش ۴۵۹ - کلام آخرز نفست گر شد این سرها ربوده
  7. بخش ۴۶۰ - النفس المطمئنه و اوصافهاشنو باز از صفات مطمئنه
  8. بخش ۴۶۱ - العفهبضد شهوت او را هست عفت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.