پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۵۱ - علامه ترک الغضب للمجاهد

سر خشم و غصب ببریده کی شد

بوقتی کت امید از خلق طی شد

چو خشمت از خلاف هر مراد است

امید ارشد مرادت هم بیاد است

امیدار شد دگر چون و چرا نیست

کجا باشد غضب چون مدعا نیست

زد ار است لگد ناری غضب هیچ

نداری چون امید از وی ادب هیچ

بشیئی تا هنوز امید و چشم است

بجای رأس غضب باقی و خشم است

مشو ایمن که هست افسرده مارت

بجنبش تیره سازد روزگارت

بدم از حلم گر جنبد فسونش

بکش چون شد زبون در بحر خونش

ز جا مگذار تا جنبد دگر بار

توقع یعنی از مخلوق بردار

خلایق را بجا هل باش تنها

که تنها را غضب نبود به تنها

میان خلق باش و منفرد باش

چو گشتی منفرد با کیست پرخاش

اگر وقتی خورد پایت بسنگی

نداری از چه با آن سنگ جنگی

خلایق را مدان جز سنگ و چوبی

که تا آئی بخشم از زشت و خوبی

از آن صوفی بچیزی نیست خشمش

که ناید جز خدا چیزی بچشمش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسدبود پاک از حسد آنگاه دلقت
  2. بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهددگر آنسر که از حرص است و از آز
  3. بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهدنشانی بود این در ترک آزت
  4. بخش ۴۵۶ - علامه دفع‌الریاء للمجاهددگر بشنو علامات ریا را
  5. بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاءتو را گویم علمتهای مجموع
  6. بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاءازین بهتر تو را گویم نشانی
  7. بخش ۴۵۹ - کلام آخرز نفست گر شد این سرها ربوده
  8. بخش ۴۶۰ - النفس المطمئنه و اوصافهاشنو باز از صفات مطمئنه
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.