پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۴۵۰ - علامه ترک الشهوه للمجاهد

دگر گویم علامتها در این باب

که تا باشد نشانی بهر اصحاب

زخوردنها تو را تا هست لذت

بتن باشد هنوز آن رأس شهوت

ز تقلیل ار که هم بی‌اضطرابست

مشو غافل که این ثعبان بخوابست

کند بعد از ریاضتها رجوع او

جهان را لقمه سازد ز جوع او

مکن یکجو بتقلیل اعتمادی

مگر باشد برون از هر مرادی

بود نیک ار نیابد بعد تقلیل

بمیل و مدعایی هیچ تبدیل

اگر باشد مراد و مدعایش

از آن تقلیل افزوده هوایش

مهی کم خورده تا عمری خورد بیش

نه عبدالبطن مرتاض است و درویش

نگیرد خود بعمری مرد سالک

ز نعمتهای افزون غیر اندک

دهد باقی بایتام و مساکین

نخواد هیچ هم پاداش و تحسین

بود عادت بوقت لایموتش

جوی هرگز نیفزاید بقوتش

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۴۵۲ - علامه دفع التکبرنشانی از تواضع وز تکبر
  2. بخش ۴۵۳ - علامه ترک الحسدبود پاک از حسد آنگاه دلقت
  3. بخش ۴۵۴ - علامه ترک الحرص للمجاهددگر آنسر که از حرص است و از آز
  4. بخش ۴۵۵ - علامه دفع البخل للمجاهدنشانی بود این در ترک آزت
  5. بخش ۴۵۶ - علامه دفع‌الریاء للمجاهددگر بشنو علامات ریا را
  6. بخش ۴۵۷ - علامه اخری لدفع الریاءتو را گویم علمتهای مجموع
  7. بخش ۴۵۸ - علامت اخری لدفع الریاءازین بهتر تو را گویم نشانی
  8. بخش ۴۵۹ - کلام آخرز نفست گر شد این سرها ربوده
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.