پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۴۸ - القطب

بود قطب آن محل نظره الله

که عالم را بود در هر زمان شاه

خود او بر قلب اسرافیل باشد

مراتب را از او تکمیل باشد

شنو باز از مقام قطب الاقطاب

شد آن قطبیت کبری در القاب

بود آن باطن احمد بتخصیص

که از وی مانده میراث آن بتشخیص

بود میراث فرزندان و آلش

خلیقه زادگان با کمالش

بآل او او شود ختم ولایت

ولایت هست هم بطن نبوت

ز حیث اکملیت قطب الاقطاب

بود بر باطن آن فخر اطیاب

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۵۰ - القوامعقوامع ترک میل و آروزهاست
  2. بخش ۳۵۱ - باب‌الکاف الکتاب المبینکتاب بس مبینت لوح محفوظ
  3. بخش ۳۵۲ - الکلبود کل اسم حق بر اعتباری
  4. بخش ۳۵۳ - الکلمهکلمه هست بر چشم مشاهد
  5. بخش ۳۵۴ - کلمه الحضرهکلمه حضرت این خود بیخلاف است
  6. بخش ۳۵۵ - الکنز‌المخفیبود آن کنز مخفی ذات حضرت
  7. بخش ۳۵۶ - الکنودکنود آن عبد نعمت ناشناس است
  8. بخش ۳۵۷ - کون الفطور غیر مشتت للشملکنون کون الفطور آمد به نیت
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.