پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۸۳ - عبدالوالی

تو عبدالوالی آنرا دان که مطلق

بود والی بکل ما سوی الحق

بخلق او را ولایت در ظهور است

ولی ناس در کل امور است

بنفس خویش مستولی چنان شد

که والی بر نفوس دیگران شد

بود زان هفت تن کاهل نیازند

بظل عرش با صد اعتزازند

تو گو هم باشد اول زان هیاکل

ظهورش در جهان سلطان عادل

بعالم شاه و ظل الله باشد

معین خلق بر دلخواه باشد

ز خوبیها بنزد با تمیزان

ورا سنگین‌تر از خلقست میزان

چو خیرات خلایق و آنچه نیکوست

سراسر وضع او را در ترازوست

ز حق در ارض و افلاکست مشهور

بحق محفوظ و از حق است منصور

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۸۵ - عبدالبرتو عبدالبر کسی را دان که ذیخیر
  2. بخش ۲۸۶ - عبدالتوابکنم از عبد توابت هم آگاه
  3. بخش ۲۸۷ - عبدالمنتقمتو عبدالمنتقم بشنو کدام است
  4. بخش ۲۸۸ - عبدالعفوبود عبدالعفوت در جنایات
  5. بخش ۲۸۹ - عبدالروفدگر از اولیا عبدالروف است
  6. بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملکدگر بشنو ز عبد مالک الملک
  7. بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرامبیان ما ز عبد ذوالجلال است
  8. بخش ۲۹۲ - عبدالمقسطکمال عبد مقسط نیز بشناس
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.