پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۸۲ - عبدالباطن

ز عبدالباطن ار جوئی نشانی

بود دایم بتکمیل معانی

رساند حق بمعلومات قلبش

نماید منکشف آیات قلبش

بحق گردد ز موجودات خلص

کند دل را بعشق دوست مختص

بکوشد بر صفای قلب و باطن

شود کشف مغیباتش معاین

چو روحانیت از حق یافت در سر

از این رو گشت مشرف بر سر ائر

بخواند خلق را بر معنویت

که بر معنی بود او را رؤیت

دگر تقدیس قلب و حسن میثاق

دگر تطهیر سر و کسب اخلاق

بتنزیه است او را حکم توحید

بد انسانی که عیسی راست در دید

از اینره چونکه از حق شده مخاطب

تو گفتی ما الهین ایم و غالب

تبرا جست از گفتار تشبیه

گرفت اندر تمسک حبل تنزیه

که پاک است از تشبه ذات سبحان

تو دانی کاین بمن کذبست و بهتان

تو دانی آنچه در من هست یا نیست

ندانم لیک من نفس تو بر چیست

خود این معنی اگر دانی موارد

بقدس نفس و تنزیه است شاهد

از اینره خلطه‌اش با خلق کم بود

جهان در چشم توحیدش عدم بود

هم آدم شد باین تنزیه موسوم

«ز انبئهم باسما» اینست معلوم

نبود آدم سلوکش گر بباطن

کجا دانست اسماء را مواطن

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۸۴ - عبدالمتعالمتعال است آن اسمی که هر جا
  2. بخش ۲۸۵ - عبدالبرتو عبدالبر کسی را دان که ذیخیر
  3. بخش ۲۸۶ - عبدالتوابکنم از عبد توابت هم آگاه
  4. بخش ۲۸۷ - عبدالمنتقمتو عبدالمنتقم بشنو کدام است
  5. بخش ۲۸۸ - عبدالعفوبود عبدالعفوت در جنایات
  6. بخش ۲۸۹ - عبدالروفدگر از اولیا عبدالروف است
  7. بخش ۲۹۰ - عبدمالک الملکدگر بشنو ز عبد مالک الملک
  8. بخش ۲۹۱ - عبدذی اجلال و الاکرامبیان ما ز عبد ذوالجلال است
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.