پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۴ - الانانیت

انانیت بود آن شی‌ء که هر شیی

اضافت می‌تواند یافت بروی

چنانکه می‌دهی برخویش نسبت

هر آن چیزی که آید پیش فکرت

تن و جان ملک و مال و خانه و زن

بخود نسبت دهی کاین باشد از من

ندانی هیچ کاین من کیست در تو

چه باشد وصف و نامش چیست در تو

لطیفه ذوالمن است آن تا که دانی

کسی جز تست اندر تو نهانی

گذاری گر انانیت به او باز

بدون ما و من باشی سر افراز

خود این گنجیست مالامال گوهر

نگردد جز فقیر از وی توانگر

انانیت نهادن کار خواهد

بر آید ز آنکه او را یار خواهد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۶ - الانزعاجدگر از اصطلاحات انزعاج است
  2. بخش ۲۷ - انصداع الجمعاگر داری تو قلب و سمع بشنو
  3. بخش ۲۸ - الاوتادزا و تاد ار بپرسی چار مردند
  4. بخش ۲۹ - باب الباءاشارت باءببد و ممکناتست
  5. بخش ۳۰ - باب الابوابنکو دریاب شرح باب الابواب
  6. بخش ۳۱ - البارقهشود ظاهر بسالک در اوایل
  7. بخش ۳۲ - الباطلز باطل گر بپرسی جز عدم نیست
  8. بخش ۳۳ - البدلاءز بدلا یعنی ابدال مکرم
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.