پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۰ - باب الابواب

نکو دریاب شرح باب الابواب

که آن توبه است نزد اهل آداب

شود در خانه داخل هر کس از در

ز توبه یافت سالک راه و رهبر

ز سر توبه هر کس گشت آگاه

نگردد یکنفس غافل ز درگاه

بظاهر تو به از جرم و گناه است

بباطن ز آنچه آن غیر از اله است

بود در شرع حق توبت ز دلخواه

بمعنی از تمام ما سوی الله

بود آن توبه در حکم شریعت

بود این توبه اهل حقیقت

در آن توبه ز فعل بد بپرهیز

در این توبه ز بود خویش برخیز

بهر آنی که راهی را کنی طی

از آن رفتار میکن تو به در پی

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۲ - الباطلز باطل گر بپرسی جز عدم نیست
  2. بخش ۳۳ - البدلاءز بدلا یعنی ابدال مکرم
  3. بخش ۳۴ - البدنهبود بدنه از آن نفسی کنایت
  4. بخش ۳۵ - البرقبود برق آن ضیائی کاولین کار
  5. بخش ۳۶ - البرزخبود برزخ گرت با من بود دل
  6. بخش ۳۷ - البرزح الجامعدگر از برزخ جاکع بتفسیر
  7. بخش ۳۸ - البسطبود بسط آن ورود ناگهانی
  8. بخش ۳۹ - البصیرهبصیرت قوه قدسی است بر دل
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.