پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۳ - البدلاء

ز بدلا یعنی ابدال مکرم

رجاع سبعه در اطراف عالم

شنو رمزی از ایشان چونسفر کرد

یکی آید بجای او دگر مرد

جسد را ور نهد برجای شاید

رود بی‌تن بهر جائیکه باید

باین معنی سخن نیکوتر آید

بمعنای دگر ابعد نماید

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۵ - البرقبود برق آن ضیائی کاولین کار
  2. بخش ۳۶ - البرزخبود برزخ گرت با من بود دل
  3. بخش ۳۷ - البرزح الجامعدگر از برزخ جاکع بتفسیر
  4. بخش ۳۸ - البسطبود بسط آن ورود ناگهانی
  5. بخش ۳۹ - البصیرهبصیرت قوه قدسی است بر دل
  6. بخش ۴۰ - البقرهبقر دارد حدیث از نفسر مرتاض
  7. بخش ۴۱ - البوادربوادر فجئه‌ئی باشد که بر دل
  8. بخش ۴۲ - بیت‌الحکمهز بیت الحکمه کان قلبی بود خاص
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.