پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۳۱ - البارقه

شود ظاهر بسالک در اوایل

یکی نوری و گردد زود آفل

مرا آنرا بارقه خوانند سلاک

که بر دل همچو برق آید ز افلاک

ز افلاکم غرض گردون روحست

که از وی قلب سالک را فتوح است

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۳۳ - البدلاءز بدلا یعنی ابدال مکرم
  2. بخش ۳۴ - البدنهبود بدنه از آن نفسی کنایت
  3. بخش ۳۵ - البرقبود برق آن ضیائی کاولین کار
  4. بخش ۳۶ - البرزخبود برزخ گرت با من بود دل
  5. بخش ۳۷ - البرزح الجامعدگر از برزخ جاکع بتفسیر
  6. بخش ۳۸ - البسطبود بسط آن ورود ناگهانی
  7. بخش ۳۹ - البصیرهبصیرت قوه قدسی است بر دل
  8. بخش ۴۰ - البقرهبقر دارد حدیث از نفسر مرتاض
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.