پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۲۳ - الآن الدائم

ز آن دایم اگر با افتتاحی

ز من کن گوش نیکو اصطلاحی

بود آن امتداد پادشاهی

ظهور حضرت باری کماهی

در آن مدت ازل عین ابددان

بر این معنی کلام ما سند دان

ازل را با ابد با وقت حاضر

یکی دان هم بباطن هم بظاهر

زمان سر مد بود در اصل و باطن

هم آنات زمانی را مواطن

بود ثابت بحال خویش و قایم

از آن دانیم آن را آن دایم

تغیرها در او همچون نقوش است

بظاهر ناطق و باطن خموش است

در آنجا صبح و شام و روز و شب‌نیست

به جز یک آنِ واحد نزدِ رب نیست

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۲۵ - الانیتزانیت بگویم و ز جهاتش
  2. بخش ۲۶ - الانزعاجدگر از اصطلاحات انزعاج است
  3. بخش ۲۷ - انصداع الجمعاگر داری تو قلب و سمع بشنو
  4. بخش ۲۸ - الاوتادزا و تاد ار بپرسی چار مردند
  5. بخش ۲۹ - باب الباءاشارت باءببد و ممکناتست
  6. بخش ۳۰ - باب الابوابنکو دریاب شرح باب الابواب
  7. بخش ۳۱ - البارقهشود ظاهر بسالک در اوایل
  8. بخش ۳۲ - الباطلز باطل گر بپرسی جز عدم نیست
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.