پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۴۷ - السمسمه

عباراتی که ذکرش بس ادق است

بعرفان سمسمه گویند و حق است

در انگشتان ترا باشد عظامی

که از خوردی نیاید در نظامی

بود آن سمسمه نزد اطبا

که چون کنجد بود در چشم بینا

از آنرو سمسمه اندر معارف

عبارات ادق را خواند عارف

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۴۹ - سوادالوجهسوادالوجه فی‌الدارین رازیست
  2. بخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهدز شاهد گر بپرسی بس صریح است
  3. بخش ۱۵۱ - شعب الصدعتو شعب‌الصدع جمع افرق را گو
  4. بخش ۱۵۲ - الشفعاگر گاهت سراغ از شفع باشد
  5. بخش ۱۵۳ - الشهودشهودت رؤیت حق است بر حق
  6. بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فی‌المجملشهودی هم که در مجمل مفصل
  7. بخش ۱۵۵ - شهود المجمل ‌ فی المفصلو گر بینی احد در کثرت اول
  8. بخش ۱۵۶ - شواهدالحقشواهدهای حق باشند یکسان
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.