پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۴۵ - السفر

سفر آمد به پیش ایمرد سیار

رفیقی بایدت چالاک و هشیار

سفر باشد زدار تن شدن سلب

بسوی حق نمودن وجهه قلب

بنزد سالکی کو رهسپار است

سفرها شد معین آنکه جار است

بود اول سفر سیر الی الله

نمودن طی منزلها در این راه

رسیدن بر کمال عالم قلب

شدن در آن تجلی محرم قلب

افق باشد مبین در رتبه آنجا

تجلیهای اسماء راست مبدا

بود دوم سفر در سیر فی الله

که آن اعلی افق شد نزد آگاه

بود این واحدیت را نهایت

شدن موصوف بر اوصاف حضرت

دگر سیم سفر آنرا که سمع است

ترقی بر مقام عین جمع است

بود آنجا مقام قاب قوسین

احد نگذاشت باقی نام اثنین

دوئی چون مرتفع شد بر نهایت

بود در عین اوادنی ولایت

ولایت یعنی آنجا جا وحدنیست

دوئیت رفت و باقی جز احد نیست

دگر باشد سفر در سیر بالله

که فرق بعد جمع آمد بدلخواه

بود چارم سفر را نیک لایق

که باز آید بتکمیل خلایق

در اینجا فرق و جمع او مساویست

بود در خلق اما غیر حق نیست

بود دارای کل این مراتب

ولی زونیست پیدا غیر قالب

چو دریایی که بیقعر و کرانست

و لیکن زیر کف یکجا نهان است

هر آن کف دید خوار و بی‌ادب ماند

لب دریای رحمت تشنه لب ماند

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۴۷ - السمسمهعباراتی که ذکرش بس ادق است
  2. بخش ۱۴۸ - سوال الحضرتینگرت علمی بحال نشاتین است
  3. بخش ۱۴۹ - سوادالوجهسوادالوجه فی‌الدارین رازیست
  4. بخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهدز شاهد گر بپرسی بس صریح است
  5. بخش ۱۵۱ - شعب الصدعتو شعب‌الصدع جمع افرق را گو
  6. بخش ۱۵۲ - الشفعاگر گاهت سراغ از شفع باشد
  7. بخش ۱۵۳ - الشهودشهودت رؤیت حق است بر حق
  8. بخش ۱۵۴ - شهود المفصل فی‌المجملشهودی هم که در مجمل مفصل
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.