پرش به محتوای اصلی
صفی علیشاه صفی علیشاه

بحرالحقایق

بخش ۱۴۴ - السعه

سعه در قلب کامل را تحقق

بود در برزخیت بی تفرق

که جامع اندر امکان و وجوبست

خود آن برزخ دل شاه قلوبست

از آنرو در زمین و آسمانی

نگنجد لیک گنجد در جنانی

جنانی نی که مأوای فرق شد

دلی بل کوشکست و جای حق شد

تو را گویم که قلب منکسر چیست

دلی کور است خواهش منکسر نیست

دلی کز هر هوائی مرده قلب است

و زو میلی که دلهار راست سلب است

قبور مندرس را در نظر گیر

تن اهل فنا را کوست تفسیر

دل بشکسته این پوشیده نبود

که جایش جز تن پوسیده نبود

دل ار بشکست و تن پوسید ناگاه

بارض لامکان او را بود راه

بمعنی اوست ارض الله واسع

بگنجد حق در آن بی‌معنی و مانع

خود آن دل بلکه قلب الله باشد

از این راز اهل دل آگاه باشد

ادامه‌ی بحرالحقایق

  1. بخش ۱۴۶ - سقوط الاعتباراتگرت ذوقیست در فهم عبارات
  2. بخش ۱۴۷ - السمسمهعباراتی که ذکرش بس ادق است
  3. بخش ۱۴۸ - سوال الحضرتینگرت علمی بحال نشاتین است
  4. بخش ۱۴۹ - سوادالوجهسوادالوجه فی‌الدارین رازیست
  5. بخش ۱۵۰ - باب الشین الشاهدز شاهد گر بپرسی بس صریح است
  6. بخش ۱۵۱ - شعب الصدعتو شعب‌الصدع جمع افرق را گو
  7. بخش ۱۵۲ - الشفعاگر گاهت سراغ از شفع باشد
  8. بخش ۱۵۳ - الشهودشهودت رؤیت حق است بر حق
همه‌ی بحرالحقایق ←

صفی علیشاه درباره‌ی صفی علیشاه

میرزا حسن اصفهانی متخلص به «صفی» و ملقب به صفی‌علی‌شاه (زادهٔ ۱۲۵۱ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۱۶ قمری در تهران)، قطب دروایش نعمت‌اللهی و از شاعران بزرگ صوفی مشرب سده‌های اخیر است. او مردى ادیب و شاعر و در نظم انواع شعر توانا بود. پدرش بازرگان بود. وی در کودکى به همراه پدر به یزد رفت و تا سن بیست سالگى در آن شهر زیست....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.