پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

دوش ما را به خط پیر برات آوردند

تشنه مرده بُدیم آب حیات آوردند

راه ما را فَلک افکند به گرداب خودی

ناخدایان خدا فُلک نجات آوردند

مرده بودیم ز بی آبی این ژرف سراب

زنده کردند ز بس آب فرات آوردند

دل ما را ز حیات ابد دفتر عشق

رقم رستگی از قید ممات آوردند

سرد و آشفته و هر جائی و آواره بُدیم

عشق و جمعیت و تمکین و ثبات آوردند

یافتم من که مَلَک بی خبر از رتبه ماست

چو به حیوانیم از دور نبات آوردند

همه دانند در این نشئه که سلطان دلند

مگر آن محو که بردندش و مات آوردند

رستمی کرد به من عشق و مرا کرد هلاک

تا در دوست تنم بهر صلات آوردند

شدم از خاک درش زنده و سهراب صفت

نوشداروی مرا بعد وفات آوردند

من فرومایه تجرید بدم از جبروت

گنج با نان خدائیم زکات آوردند

در سویدای دلم تابش نفی کثرات

جلوه ئی بود که از وحدت ذات آوردند

جز خدا نیست خدا از چه حکمت به میان

کعبه و بتکده و لات و منات آوردند

ازلست و ابد آئینه توحید صفا

زنگ شرک و دغل این عزی و لات آوردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴یار از پرده برون آمد و جان پیدا شد
  2. شمارهٔ ۷۵مرا که رسته‌ام از گل بهار کی داند
  3. شمارهٔ ۷۶روزی که من به دوش فکندم ردای فقر
  4. شمارهٔ ۷۷خط غبار تو بر روی چون تجلی طور
  5. شمارهٔ ۷۸ساقیا جان جاودانه بیار
  6. شمارهٔ ۷۹ببوستان دلم رست سرو قامت عشق
  7. شمارهٔ ۸۰سحر به بام دل من زدند نوبت عشق
  8. شمارهٔ ۸۱جان و دل و دین و رگ و پوست عشق
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.