پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

ساقیا جان جاودانه بیار

صبحدم شد می شبانه بیار

مرغ از ره رسیده ما را

از می و نقل آب و دانه بیار

از خم وحدت آن شراب کهن

ای مدیر شرابخانه بیار

گرچه مستم ولی خراب نیم

یکدو ساغر بدین بهانه بیار

طره دوست در همست و پریش

ای نسیم شمال شانه بیار

آفتابا شب فراق مرا

از دم صبحدم نشانه بیار

پادشاها بحضرت درویش

سر طاعت بر آستانه بیار

ایدل آن دلفریب را دربند

بفسون و دم و فسانه بیار

دست تثلیث را ببر بکنار

پای توحید در میانه بیار

ای مغنی بزن نوای طرب

می و چنگ و دف و چغانه بیار

زن دم از عشق در حیاض و ریاض

ماهی و مرغ در ترانه بیار

سر نه چرخ را بچنبر حال

ای بلند اختر یگانه بیار

ببر از دست صعوه دل و باز

باز لاهوتی آشیانه بیار

چند در پرده ئی درآی ببزم

بچم اندر بر و چمانه بیار

بجهان دل صفا جانی

ای جهانداور زمانه بیار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰سحر به بام دل من زدند نوبت عشق
  2. شمارهٔ ۸۱جان و دل و دین و رگ و پوست عشق
  3. شمارهٔ ۸۲چرخ دو تا گشته و یکتاست عشق
  4. شمارهٔ ۸۳ساقی جان بجام من ریخت می مدام دل
  5. شمارهٔ ۸۴ویرانه تن را بود گنجینه جان در بغل
  6. شمارهٔ ۸۵دوشم سروش زد در دولتسرای دل
  7. شمارهٔ ۸۶زد دست سلطان دولت دوش از تجلی در دل
  8. شمارهٔ ۸۷بازوی عشق بنهاد بر دوش ناقه دل
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.