پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

ببوستان دلم رست سرو قامت عشق

قیام کرد درین بوستان قیامت عشق

ز عشق بی خبرست آنکه نیست عین بقا

بقاست بعد فنای خودی علامت عشق

رسید قطر و محیط دوائر فلکی

باستقامت و تدویر استقامت عشق

دل مرا نبود قبله ئی بوقت نماز

بغیر حضرت معشوق در امامت عشق

تمامت دلم از عشق شد پدید و چو دید

مقام امن نهان شد درو تمامت عشق

گمان مبر که رساند بمقصدی که بود

سوای کشتن عاشق ره سلامت عشق

دمید از دل و تابید در بطون دماغ

در بتون دماغست و دل اقامت عشق

ولیک کشته خود را بخاک می نهلد

چو کشت زنده کند این بود کرامت عشق

اگر چه مایه دیوانگیست بی خردست

که در ملامت عاشق کند ملامت عشق

دلم شکست و بود جای عشق ارض و سما

برون نیامده از عهده غرامت عشق

قدیم و نادم عشق آدمست دیو مباش

تو با منادمت عشق در ندامت عشق

دل صفاست که در او قیامتست بپا

ز ساعتی که در او رست سرو قامت عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱جان و دل و دین و رگ و پوست عشق
  2. شمارهٔ ۸۲چرخ دو تا گشته و یکتاست عشق
  3. شمارهٔ ۸۳ساقی جان بجام من ریخت می مدام دل
  4. شمارهٔ ۸۴ویرانه تن را بود گنجینه جان در بغل
  5. شمارهٔ ۸۵دوشم سروش زد در دولتسرای دل
  6. شمارهٔ ۸۶زد دست سلطان دولت دوش از تجلی در دل
  7. شمارهٔ ۸۷بازوی عشق بنهاد بر دوش ناقه دل
  8. شمارهٔ ۸۸باز آی که از غیر تو پرداخته‌ام دل
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.