پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

سحر به بام دل من زدند نوبت عشق

دل فسرده من تازه شد به دولت عشق

اگر نبود دلم در مقام لوح و قلم

نبود در خور تفسیر عشق آیت عشق

نداشت طاقت این بار آسمان و زمین

ظلوم ماست که شد عامل امانت عشق

مدار سلسله کن فکان نبود که بود

مرا بگردن دل رشته محبت عشق

رقاب کون و مکان زیر بار منت ماست

که هست گردن ما زیر بار منت عشق

گذشته از سر دیوان منظر جبروت

سر ارادت ما زاستان حضرت عشق

سلامت ار طلبی بگذر از سر دل و جان

که اولین قدم اینست در طریقت عشق

ز بیجهه شرف جمع جمع داد و جهاند

دل مراز جمیع جهات همت عشق

تو مالک فلکی بگذر از تعلق خاک

مرا ز خاک بافلاک برد رفعت عشق

مکدرست دل از درد جام نفس جهول

بریز ساقی از آن صاف بی کدورت عشق

شکست شیشه که در زیر خرقه بود بیار

خم و سبوی ز خمخانه حقیقت عشق

مرید وحدت عشقست آشیان صفا

که هست گوهر دریای دوست وحدت عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲چرخ دو تا گشته و یکتاست عشق
  2. شمارهٔ ۸۳ساقی جان بجام من ریخت می مدام دل
  3. شمارهٔ ۸۴ویرانه تن را بود گنجینه جان در بغل
  4. شمارهٔ ۸۵دوشم سروش زد در دولتسرای دل
  5. شمارهٔ ۸۶زد دست سلطان دولت دوش از تجلی در دل
  6. شمارهٔ ۸۷بازوی عشق بنهاد بر دوش ناقه دل
  7. شمارهٔ ۸۸باز آی که از غیر تو پرداخته‌ام دل
  8. شمارهٔ ۸۹راز دار دل و عشقست فنم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.