پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۸

باز آی که از غیر تو پرداخته‌ام دل

ای سِرّ تو را سینهٔ سودازده منزل

قربان تو می‌کردم اگر یافتمی جان

بر زلف تو می‌بستم اگر داشتمی دل

جز نقش خط از روی نکویت خط هستی

نقشی‌ست که گردون زده بر آب به باطل

چندان که بود کام تو از قتل من آسان

کار من دلباخته از دست تو مشکل

من روی چو زر کرده‌ام از عشق تو بنمای

بر گردنم آن ساعد چون سیم حمایل

آیینه شود سینهٔ پرداخته از زنگ

بر عرش پرد طائر برخاسته از گل

خواهی که شوی مظهر انوار تجلی

آیینهٔ خود ساز بر آن روی مقابل

خود بین نبرد راه به خمخانهٔ وحدت

محجوب ندارد خبر از نشئهٔ کامل

از غرب خفا گونهٔ خورشید حقیقت

پیداست، تو در پرده‌ای ای دیدهٔ غافل

کن در طلب گوهر جان کشتی تن را

مستغرق دریای دل بی تک و ساحل

از کشته شدن زنده شوی در طلب تیغ

بایست زدن بوسه به سرپنجهٔ قاتل

قومی به حرم ساجد و قومی به کلیسا

روی دل من جانب آن هندوی مقبل

باز ای دل سودازده قلاشی و رندی

جز رنج چه بردست کس از کسب فضائل

ما زنده به عشقیم که بی‌فاصله ما را

جاری‌ست چو خون در کبد و عرق و مفاصل

بردار ز گل ذرهٔ محجوب صفا را

ای بر همگی پرتو خورشید تو شامل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۰رفت در کسوت درویش که ما نشناسیم
  2. شمارهٔ ۹۱آتش طور و طوی را قبسم
  3. شمارهٔ ۹۲ما جهانجوی و جهانبان دلیم
  4. شمارهٔ ۹۳یار می‌آید مرا همواره از هرسو به چشم
  5. شمارهٔ ۹۴بدل نه تاب که تا درد عشق چاره کنم
  6. شمارهٔ ۹۵امشب از اول شب مست و خرابست دلم
  7. شمارهٔ ۹۶دی گفت به من بگریز از ناوک خون‌ریزم
  8. شمارهٔ ۹۷ای خواجه مرا مفروش ارزان که گرانستم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.