پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

امشب از اول شب مست و خرابست دلم

این چه حالست نه بیدار و نه خوابست دلم

آتشی سر زد از آن گونه و افتاد بر آب

در دل ساغر و در سینه کبابست دلم

چون سمندر بود و ماهی هر آتش و آب

زنده آتش و جنبنده آبست دلم

بخیال رخ نیکوی تو گر بیتو بود

در بهشتست ولیکن بعذابست دلم

نشود پیر جوانی که بپیری نرسد

پیرو پیر ز ایام شبابست دلم

نفس روباه دنی را همه عصفور ضعیف

باز بازوی شه و ضیغم غابست دلم

آب ایجاد ازین چشمه بود تشنه مخواب

تا سر آبست مبر ظن که سرابست دلم

بر در خواجه ختمی زده خرگاه شهود

قدمی برتر قوسین ز قابست دلم

صورتم میکده و سیرت من ساقی دور

سینه من خم و در خم می نابست دلم

کتب الله کتابا ابدیا بیدیه

عشق باشد قلم صنع و کتابست دلم

بنیوش ای سر سودازده پیغام حبیب

در میان تو و او فصل خطابست دلم

هفت طور دل من هفت خط جام جمست

محرم راز حضورست و غیابست دلم

سر مستان صفا گرم ز مینای صفاست

در گه میکده را خشت جنابست دلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ای خواجه مرا مفروش ارزان که گرانستم
  2. شمارهٔ ۹۸همدم عیسی‌نفسی با دل آگاه شدم
  3. شمارهٔ ۹۹دلا من و تو اگر رسته از حجاب شویم
  4. شمارهٔ ۱۰۰عشقم چنان ربود که از جان و از تنم
  5. شمارهٔ ۱۰۱مدرس فقر و فنا را سبقیم
  6. شمارهٔ ۱۰۲روح وقتیم و کلیم سلفیم
  7. شمارهٔ ۱۰۳چو گذشتم از علایق به جهان جان گذشتم
  8. شمارهٔ ۱۰۴ز مغز و پوست برون رفته تا به دوست رسیدم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.