پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۱

مدرس فقر و فنا را سبقیم

اولین نکته و آخر ورقیم

ورق آخر دیوان وجود

نکته اول موجود حقیم

آفتابیم و بابریم نهان

گه پدیدار بشکل شفقیم

گاه از برد انامل شاداب

گاه از آتش دل محترقیم

محیی عظم رمیم غفلات

منجی مهلکه من غرقیم

باطن ظاهر و پیدای نهان

جامع مجتمع مفترقیم

جلوه اقدس اسماء صفات

که مقدس شده در ما خلقیم

تن خاکیست که بر خاک رود

من و دل بر سر این نه طبقیم

نسق عشق صراطیست قویم

ما بقانون هدی زان نسقیم

در بردیده کفریم کمان

بر سر کاخ هدایت وهقیم

هم ز مصداق ابد مایفهم

هم بمفهوم ازل ماصدقیم

آخر لاحقه ختم کمال

اول سابقه ماسبقیم

ازلیم و ابدیم اندر حال

غیر ما باطل و ما عین حقیم

ز صفا رسته و در بحر فنا

سر فرو برده بدون غلقیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳چو گذشتم از علایق به جهان جان گذشتم
  2. شمارهٔ ۱۰۴ز مغز و پوست برون رفته تا به دوست رسیدم
  3. شمارهٔ ۱۰۵مهی دارم که چون خورشید سر گردان او باشم
  4. شمارهٔ ۱۰۶امشب بکه مانم من اسرار همی گویم
  5. شمارهٔ ۱۰۷امشب سر آن دارم کز خانه برون تازم
  6. شمارهٔ ۱۰۸کفر آئین منست ار عشق را تمکین کنم
  7. شمارهٔ ۱۰۹زین سپس بر هر چه غیر از وجه باقی پا زنم
  8. شمارهٔ ۱۱۰یار در چشم و من دلشده خون می‌گریم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.