پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۲

روح وقتیم و کلیم سلفیم

صاحب نفحه و خورشید کفیم

بارش مزرعه فقر و فنا

آتش خرمن آب و علفیم

قمر بارغ بی ابر و غروب

فارغ از نقص و بری از کلفیم

طالع از شرق سمای دل پاک

آفتابیم و بیت الشرفیم

ما عرفنا بزبانیم و بدل

عارف سر سر من عرفیم

لامکان را ز مکانیم درود

از سماوات زمین را تحفیم

علم اسمای تو در مدرس ما

از پدر مانده که پور خلفیم

لب شیرین پسری برده ز دست

دل ما را که بشور و شعفیم

دف و چنگیم چو یار از بر ما

رفت چنگیم چو برگشت دفیم

بزن این دف نبواز این بر بط

بی نوازنده لطفت تلفیم

ساعتی در تک این بحر گهر

لحظه‌ای بر سر دریات کفیم

آدم رسته ازین هفت اندام

گوهر جسته ازین نه صدفیم

از صفوف همه کون و مکان

آمدیم از عقب و پیش صفیم

گوهر قلزم افلاکی روح

بزمین تن خاکی خزفیم

زنده دستگاه فقر صفا

بنده درگه شاه نجفیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۴ز مغز و پوست برون رفته تا به دوست رسیدم
  2. شمارهٔ ۱۰۵مهی دارم که چون خورشید سر گردان او باشم
  3. شمارهٔ ۱۰۶امشب بکه مانم من اسرار همی گویم
  4. شمارهٔ ۱۰۷امشب سر آن دارم کز خانه برون تازم
  5. شمارهٔ ۱۰۸کفر آئین منست ار عشق را تمکین کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۹زین سپس بر هر چه غیر از وجه باقی پا زنم
  7. شمارهٔ ۱۱۰یار در چشم و من دلشده خون می‌گریم
  8. شمارهٔ ۱۱۱دردیست ز عشق او به جانم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.