پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۷

ای خواجه مرا مفروش ارزان که گرانستم

تو بنده تن بینی من خواجه جانستم

تو عبد هوی دانی من جان سلیمانم

بر پشت هوا راکب سلطان جهانستم

یاقوت کند فعلم گر سنگ سیه باشد

زین ابر جهم ناگه من برق یمانستم

من مستم و هشیارم پنهان و پدیدارم

در دیده حق پیدا بر خلق نهانستم

مجنونم از آن زنجیر وان قامت چونان تیر

در روز جوانی پیر با پشت کمانستم

عشق امد و شد آباد در عین خرابی دل

من پیر خراباتم با آنکه جوانستم

تو خاک فروتن را می بین و من خاکی

خورشید بلند اختر بر چرخ کیانستم

در صورت و در معنی چون کوهم و چون چرخم

چون کوه بوم ساکن چون چرخ روانستم

از پرتو خورشیدم صد مرتبه بالاتر

او بر سر طینستی من بر سر طانستم

نه تن نه توان خواهد دلبر دل و جان خواهد

چون شاه چنان خواهد من بنده جنانستم

خاک ره من باشد زائینه مصفاتر

در میکده وحدت از دردکشانستم

برجسته ازین خاکم وارسته ز افلاکم

از لوث دوئی پاکم نه این و نه آنستم

دریای گهر ریزم زر بخشم و زر ریزم

اکسیر مهاتم نه بحر نه کانستم

شیر فلکی دارد در حمله گریز از من

در بیشه لاهوتی من شیر ژیانستم

در میکده باقی نوشم می اشراقی

هم ساغر و هم ساقی با پیر مغانستم

یک چند صفا بودم با نطق و بیان ایدل

چندیست نه من باقی نه نطق و بیانستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۹دلا من و تو اگر رسته از حجاب شویم
  2. شمارهٔ ۱۰۰عشقم چنان ربود که از جان و از تنم
  3. شمارهٔ ۱۰۱مدرس فقر و فنا را سبقیم
  4. شمارهٔ ۱۰۲روح وقتیم و کلیم سلفیم
  5. شمارهٔ ۱۰۳چو گذشتم از علایق به جهان جان گذشتم
  6. شمارهٔ ۱۰۴ز مغز و پوست برون رفته تا به دوست رسیدم
  7. شمارهٔ ۱۰۵مهی دارم که چون خورشید سر گردان او باشم
  8. شمارهٔ ۱۰۶امشب بکه مانم من اسرار همی گویم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.