پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۰

رفت در کسوت درویش که ما نشناسیم

ما نه آنیم که شه را ز گدا نشناسیم

میشناسیم ز پا تا سر ما جلوه اوست

مگر آندم که سر خویش ز پا نشناسیم

درد اثبات گدایان ترا نفی دواست

چه توان کرد که از درد دوا نشناسیم

خاک در خانه ز سلطان سرا با خبرست

کم ز خاکیم که سلطان سرا نشناسیم

ماهی و مرغ ز محبوب خدا باخبرند

ما چه جنسیم که محبوب خدا نشناسیم

طالب دنیی اگر شاه زمین عبد هویست

ما فقیران در دوست هوی نشناسیم

آتش ار بارد ازان ابر که در برق بلاست

بت پرستیم گر از عین رضا نشناسیم

ماه ما بر سر سرویست که بالیده ز خاک

ما مقیمان زمین خلق سما نشناسیم

ما سلیمان هوائیم زمین کی طلبیم

که بجز راکب مرکوب هوا نشناسیم

حبل سحریست که در دیده نماید چون مار

زانکه آن موسی با دست و عصا نشناسیم

ما دل از کف شدگان اهل خضوعیم و خشوع

جز دل و سینه بی کبر و ریا نشناسیم

نبود دار شفا جز در دارنده دل

مرض اینست که ما دار شفا نشناسیم

دولت و زندگی باقی ما فقر و فناست

ما فرو رفته بخود فقر و فنا نشناسیم

صورت صفات سر است به مرآت صفا

همه آلوده زنگیم صفا نشناسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲ما جهانجوی و جهانبان دلیم
  2. شمارهٔ ۹۳یار می‌آید مرا همواره از هرسو به چشم
  3. شمارهٔ ۹۴بدل نه تاب که تا درد عشق چاره کنم
  4. شمارهٔ ۹۵امشب از اول شب مست و خرابست دلم
  5. شمارهٔ ۹۶دی گفت به من بگریز از ناوک خون‌ریزم
  6. شمارهٔ ۹۷ای خواجه مرا مفروش ارزان که گرانستم
  7. شمارهٔ ۹۸همدم عیسی‌نفسی با دل آگاه شدم
  8. شمارهٔ ۹۹دلا من و تو اگر رسته از حجاب شویم
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.