پرش به محتوای اصلی
صفای اصفهانی صفای اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

مرا که رسته‌ام از گل بهار کی داند

مرا که جسته‌ام از خار خار کی داند

کسی که دیده به اغیار بست و یار ندید

اگر نظاره کند روی یار کی داند

بشور زار جمادی که شد مجاور خس

طراوت طرف لاله زار کی داند

بخورد و خواب عوامی که خوی کرده بدام

عوالم من شب زنده دار کی داند

کسی که کور دل و تیره بخت زاد زمام

فروغ چشم دل بخت یار کی داند

دلی که قطع امید از مقام و مرتبه کرد

مراتب دل امیدوار کی داند

موحدی که نداند بغیر وحدت ذات

بجبر کی نگرد اختیار کی داند

یکی که نیست بتوحید در شمار عدد

چو دید کس عدد بی شمار کی داند

دلی که رسته ز دور و مدار و اختر چرخ

ز چرخ و اختر و دور و مدار کی داند

نداده اند دو دل بر یکی چه جای هزار

اگر یکیست دل من هزار کی داند

دماغ آنکه چو آئینه زیر زنگ خمار

صفای صبح دل میگسار کی داند

کسی که رفرف روح و براق عقل ندید

عروج احمد رفرف سوار کی داند

میان بحر محیطست هر چه هست صفا

درین میانه موحد کنار کی داند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷خط غبار تو بر روی چون تجلی طور
  2. شمارهٔ ۷۸ساقیا جان جاودانه بیار
  3. شمارهٔ ۷۹ببوستان دلم رست سرو قامت عشق
  4. شمارهٔ ۸۰سحر به بام دل من زدند نوبت عشق
  5. شمارهٔ ۸۱جان و دل و دین و رگ و پوست عشق
  6. شمارهٔ ۸۲چرخ دو تا گشته و یکتاست عشق
  7. شمارهٔ ۸۳ساقی جان بجام من ریخت می مدام دل
  8. شمارهٔ ۸۴ویرانه تن را بود گنجینه جان در بغل
همه‌ی غزلیات ←

صفای اصفهانی درباره‌ی صفای اصفهانی

محمدحسین صفای فریدنی معروف به صفای اصفهانی (زادهٔ ۱۲۶۹ هجری قمری در فریدن در غرب استان اصفهان، درگذشته به سال ۱۳۲۲ هجری قمری) از شاعران فارسی‌سرای ایران در قرن سیزدهم هجری می‌باشد. وی تحصیلات ابتدایی را در فریدن و اصفهان پشت سر گذاشت. سپس به همراه برادرش علی‌محمد متخلص به حکیم به تهران رفت و در تهران به تحصیل مشغول گش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.