پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

متفرقات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ چو آفتاب بکش جام صبحگاهی را
  2. شمارهٔ ۶۲ گذشت عمر و نگردید پخته طینت ما
  3. شمارهٔ ۶۳ باقی به حق، ز خویش فنا می کند ترا
  4. شمارهٔ ۶۴ کو باده تا به سنگ زنم جام عقل را؟
  5. شمارهٔ ۶۵ (از رحم بر زمین نزد آسمان مرا
  6. شمارهٔ ۶۶ کو عشق تا به هم شکند هستی مرا؟
  7. شمارهٔ ۶۷ عیدست مرگ دست به هستی فشانده را
  8. شمارهٔ ۶۸ مجنون کند فریب نگاهت غزاله را
  9. شمارهٔ ۶۹ غم روزی نخورد هر که دلش آزاده است
  10. شمارهٔ ۷۰ آن که صد شیوه به آن چشم سخنگو داده است
  11. شمارهٔ ۷۱ لعل سیراب تو ترخنده به صهبا زده است
  12. شمارهٔ ۷۲ سبزه خط تو راه دل آگاه زده است
  13. شمارهٔ ۷۳ داغ مشکینم که ناف لاله ها را سوخته است
  14. شمارهٔ ۷۴ در غلط می افکند هر دم سپند بزم را
  15. شمارهٔ ۷۵ دل به دام زلف آن مشکین کمند افتاده است
  16. شمارهٔ ۷۶ بخت ما چون بیدمجنون سرنگون افتاده است
  17. شمارهٔ ۷۷ تا خیال عارضش در دیده مأوا کرده است
  18. شمارهٔ ۷۸ بر سر گردون گل انجم سرشک ما زده است
  19. شمارهٔ ۷۹ از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده است
  20. شمارهٔ ۸۰ گل ز تیغ غمزه‌اش در خاک و خون غلتیده است
  21. شمارهٔ ۸۱ آنچه می دانیش روی به خون اندوده ای است
  22. شمارهٔ ۸۲ عشق پنهانی خنک چون ناز حسن خانگی است
  23. شمارهٔ ۸۳ هر که چشم رغبت از نظاره مرغوب بست
  24. شمارهٔ ۸۴ چشم ما طرفی کز آن رخسار آتشناک بست
  25. شمارهٔ ۸۵ بس که تند و تلخ و خشم آلود آن بدخو نشست
  26. شمارهٔ ۸۶ بس که بر رویم غبار کلفت از هر سو نشست
  27. شمارهٔ ۸۷ خوشدلی فرش است در هر جا شراب و ساز هست
  28. شمارهٔ ۸۸ در محبت جز تهیدستی متاعی باب نیست
  29. شمارهٔ ۸۹ (آتشین جانی چو من بر صفحه ایام نیست
  30. شمارهٔ ۹۰ ذوقی از حرف محبت بی صفای سینه نیست
  31. شمارهٔ ۹۱ تا خیال زلف او ره در دل دیوانه داشت
  32. شمارهٔ ۹۲ در محبت کام نتوان بی دل خونخواره یافت
  33. شمارهٔ ۹۳ پنجه غیرت دل پرویز را در هم شکست
  34. شمارهٔ ۹۴ به این عنوان اگر قامت کشد سرو دلارایت
  35. شمارهٔ ۹۵ هر کجا قامت دلدار به دعوی برخاست
  36. شمارهٔ ۹۶ تار و پود فلک از ناله پیچیده ماست
  37. شمارهٔ ۹۷ پیش ارباب خرد رسم تکلف باب است
  38. شمارهٔ ۹۸ پیش اشکم که خروشنده تر از سیلاب است
  39. شمارهٔ ۹۹ چشمت از گوشه میخانه بلاخیزترست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در شکست دل ما سعی نه از تدبیرست
  41. شمارهٔ ۱۰۱ فکر دنیای دنی کار خدانشناس است
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چاره خاک نشینان به قضا ساختن است
  43. شمارهٔ ۱۰۳ تا به کام است فلک، خار گل پیرهن است
  44. شمارهٔ ۱۰۴ شور دریای وجود از سر پرشور من است
  45. شمارهٔ ۱۰۵ اشک از گرمی آه دل من گلگون است
  46. شمارهٔ ۱۰۶ نامه لاله که داغ جگرش مضمون است
  47. شمارهٔ ۱۰۷ یک سر زلف تو در چین و یکی ماچین است
  48. شمارهٔ ۱۰۸ روزگاری است که پایم ز چمن کوتاه است
  49. شمارهٔ ۱۰۹ اشک خالی کن دلهای غم اندوخته است
  50. شمارهٔ ۱۱۰ راحت و محنت عالم به هم آمیخته است
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دل هر کس که مسلم ز علایق رسته است
  52. شمارهٔ ۱۱۲ جوش سودا ز سرم عقل گرانبار گرفت
  53. شمارهٔ ۱۱۳ دل به منت ز من آن یار جفاکیش گرفت
  54. شمارهٔ ۱۱۴ (دلم ز سینه به آن زلف تابدار گریخت
  55. شمارهٔ ۱۱۵ مرا گشایش خاطر ز دامگاه بلاست
  56. شمارهٔ ۱۱۶ سیاه روی کتاب از ورق شماری ماست
  57. شمارهٔ ۱۱۷ ترا که پنبه گوش شعور سیماب است
  58. شمارهٔ ۱۱۸ زبان شانه درازست بر سر عالم
  59. شمارهٔ ۱۱۹ دل آرمیده بود گفتگو چو هموارست
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ستاره سحر عشق چشم بیدارست

متن اشعار به نقل از گنجور.