پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۹

دل ز هر نقش گشته ساده مرا

دو جهان از نظر فتاده مرا

زه نگیرد کمانِ پر زورم

نکشد عقل در قلاده مرا

تا چو مجنون شوم بیابانگرد

می‌گزد همچو مار، جاده مرا

صبرِ در مهدِ خاک چون طفلان

دست بر روی هم نهاده مرا

چون گهر قانعم به قطرهٔ خویش

نیست اندیشهٔ زیاده مرا

می‌دهد بی طلب مرا روزی

آن که کرده است بی اراده مرا

صد گره در دلم فتد چو صدف

یک گره گر شود گشاده مرا

تا به روی تو چشمم افتاده است

آفتاب از نظر فتاده مرا

شد ز مستی کمانِ سختِ فلک

سست در قبضه چون کباده مرا

چون کدو نیست شیشه در بارم

نکند خرد، زورِ باده مرا

نه چنان بر سخن سوارم من

که توان ساختن پیاده مرا

تختهٔ مشقِ نقش‌ها کرده است

همچو آیینه، لوحِ ساده مرا

هر قدر بیش باده می‌نوشم

می‌شود تشنگی زیاده مرا

بی‌خودی همچو چشمِ قربانی

کرده آسوده از اراده مرا

باز می‌آورد ز مستی عشق

همچو آب‌ِ خمار، باده مرا

مانع سیر و دوُر شد صائب

صافی آبِ ایستاده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۱ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۲ای فکر تو نقشبند جان‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۳ای حسن تو برق خانمان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۴غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۵دید ز خون دلم لاله ستان خاک را
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۶نیست غم نان و آب، گوشه نشین را
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۷هر که با ما می کند بیگانگی
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۸پیوسته خورد دل خون از بی‌غمی جان‌ها
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.