پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۵۳

ای حسن تو برق خانمان‌ها

عشق تو دلیل آسمان‌ها

عشق تو نگارخانه دل

سودای تو سرنوشت جان‌ها

در وصف رخ تو بلبلان را

خون می‌چکد از سر زبان‌ها

شد دسته گل ز تازه‌رویی

بر سرو بلندت آشیان‌ها

از خجلت روی لاله‌رنگت

شبنم زده گشت بوستان‌ها

پیچد چو زبان غنچه بر هم

پیش تو زبان خوش‌بیان‌ها

ده در عوض دری گشایند

دست است زبان بی‌زبان‌ها

زان قامت چون خدنگ پیچید

چون مار به خویشتن سنان‌ها

بر شیر شده است چون قفس تنگ

زان خوی پلنگ، نیستان‌ها

چون رشته سبحه پرگره شد

زنار ز شرم این میان‌ها

از سر نرود به مرگ سودا

از دور نیفتد آسمان‌ها

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۵دید ز خون دلم لاله ستان خاک را
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۶نیست غم نان و آب، گوشه نشین را
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۷هر که با ما می کند بیگانگی
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۸پیوسته خورد دل خون از بی‌غمی جان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۹باده روشن کز او شد دیده ساغر پر آب
  6. غزل شمارهٔ ۸۶۰از لطافت بس که دارد چهره او آب و تاب
  7. غزل شمارهٔ ۸۶۱از تهیدستی است در مغز چنار این پیچ و تاب
  8. غزل شمارهٔ ۸۶۲حسن آن لبهای میگون بیش گردد در عتاب
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.