پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۴۸

به ادب نوش، جام دولت را

مده از کف زمام دولت را

در چراگاه آرزو مگذار

توسن بی لجام دولت را

به نفس های آتشین چون شمع

زنده دل دار، شام دولت را

هزل در دیده ها سبک سازد

پله احتشام دولت را

به قوام آورد گران حلمی

باده کم قوام دولت را

دست جودست شمسه زرین

قصر عالی مقام دولت را

نتوان جز به دست حزم گرفت

آستین دوام دولت را

جوی شیرست چرب نرمی خلق

صحن دارالسلام دولت را

مد انعام، تار شیرازه است

دفتر انتظام دولت را

می کند تار و مار، باد غرور

سر زلف نظام دولت را

به دو دست دعا نگه دارند

شهسواران زمام دولت را

در فلاخن نهد سبکساری

لنگر احتشام دولت را

از بلندی پایه همت

نردبان ساز، بام دولت را

صبح محشر نمی کند بیدار

باده نوشان جام دولت را

اهل معنی به فکرت صائب

زنده دارند نام دولت را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵۰شانه زند چو کلک من طره مشکفام را
  2. غزل شمارهٔ ۸۵۱ای ز تو شور در جگر کلک شکر نوای را
  3. غزل شمارهٔ ۸۵۲ای فکر تو نقشبند جان‌ها
  4. غزل شمارهٔ ۸۵۳ای حسن تو برق خانمان‌ها
  5. غزل شمارهٔ ۸۵۴غم آتشین عذاران نه چنان برشت ما را
  6. غزل شمارهٔ ۸۵۵دید ز خون دلم لاله ستان خاک را
  7. غزل شمارهٔ ۸۵۶نیست غم نان و آب، گوشه نشین را
  8. غزل شمارهٔ ۸۵۷هر که با ما می کند بیگانگی
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.