پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۴

کنند تازه خطان مشکسود داغ مرا

شراب کهنه دهد تازگی دماغ مرا

چو لاله در چمن از کاسه سرنگونی ها

تهی ز باده ندیده است کس ایاغ مرا

ز خرج، دخل کریمان یکی هزار شود

در گشاده، در بسته است باغ مرا

ستاره سوخته از سوختن نیندیشد

حذر ز سوده الماس نیست داغ مرا

ز آفتاب بود روشناییم چون لعل

چسان خموش توان ساختن چراغ مرا؟

بهار تازه کند داغ تخم سوخته را

ز باده تر نتوان ساختن دماغ مرا

مرا کسی که به سیر بهشت می خواند

ندیده است مگر گوشه فراغ مرا؟

به شور حشر مرا نیست حاجتی صائب

چنین که عشق نمکسود ساخت داغ مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۶چه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۷ز خامشی دل روشن شود سیاه مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۸نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۹به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مرا
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۰شکست، نقشِ مرادست بوریای مرا
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۱به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۲احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۳بهار شد که ببندند در گلستان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.