پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۶

چه احتیاج دلیل است در رحیل مرا؟

چو سیل جذبه دریاست بس دلیل مرا

چه غم ز آتش سوزنده چون خلیل مرا؟

که عشق او ز بلاها بود کفیل مرا

چه حاجت است به رهبر، که گوشه چشمش

کشد چو سرمه به خویش از هزار میل مرا

علاج تشنه دیدار نیست جز دیدار

به چشم، موج سراب است سلسبیل مرا

نکرده است چنان عشق او سبکروحم

که کوه غم به نظرها کند ثقیل مرا

هنوز در جگر سنگ بود چشمه من

که عشق کرد به لب تشنگان سبیل مرا

نه هر شکار سزاوار تیغ استغناست

مکش به داغ جگر گوشه خلیل مرا

چرا ستایش بخل از کرم فزون نکنم؟

که هست منت آزادی از بخیل مرا

درین بساط من آن سیل پر شر و شورم

که بحر کوچه دهد همچو رود نیل مرا

عزیز کرده عشق و محبتم صائب

شود ذلیل، فلک گر کند ذلیل مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۸نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۹به خاک و خون نکشد خصمیِ زمانه مرا
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۰شکست، نقشِ مرادست بوریای مرا
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۱به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۲احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۳بهار شد که ببندند در گلستان را
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۴لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۵ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.