پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۲

احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را

گرفت خیل پری در میان سلیمان را

شکار هاله بود ماه و آن خط مشکین

به دام هاله کشید آفتاب تابان را

تن لطیف ترا عطر، خار پیرهن است

به بوی گل مگشا چاک آن گریبان را

مشو ز حال دل ای یار تازه خط غافل

که نیست جز دل ما شمعی این شبستان را

به حکمت از لب خود مهر خامشی بردار

به دست دیو مده خاتم سلیمان را

ز جان درین تن خاکی مجوی جوش نشاط

که در تنور، نفس سوخته است طوفان را

به ما حرارت دوزخ چه می تواند کرد؟

اگر ز ما نستانند چشم گریان را

ز حال راهروان غافلم، همین دانم

که هست توشه ز دل خضر این بیابان را

ز دود آه، لب تازه خط او صائب

سیاه خانه نشین کرد آب حیوان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۴لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۵ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۶بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۷ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۸گرفت خط تو دلهای بی قراران را
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۹گل است باده گلرنگ باده خواران را
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۰چه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۱ز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیست
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.