پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۳۴

لبت به خون جگر شسته روی مرجان را

خط تو ساخته خس پوش، آب حیوان را

لب عقیق به دندان گرفته است سهیل

ز دور دیده مگر سیب آن زنخدان را؟

به آستین، سر اشکم فرو نمی آید

کفن ز اطلس خون بس بود شهیدان را

بشوی نقش وطن را به رود نیل از دل

که نیست آب مروت به چشم، اخوان را

جنون عشق ز فولاد پنجه دارد و من

به تار اشک رفو می کنم گریبان را

هر آنچه داده قسمت بود روان پیش آر

گران مکن به دل خود قدوم مهمان را

صفیر خامه صائب بلند چون گردید

نشست شعله آواز، عندلیبان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۶بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۷ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۸گرفت خط تو دلهای بی قراران را
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۹گل است باده گلرنگ باده خواران را
  5. غزل شمارهٔ ۶۴۰چه حاجت است به خال آن بیاض گردن را؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۴۱ز کوه غم دل و دست گشاده را غم نیست
  7. غزل شمارهٔ ۶۴۲ز هوش برد چنان حیرت تو گلشن را
  8. غزل شمارهٔ ۶۴۳چه حاجت است به گلگونه، روی گلگون را؟
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.