پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۸

نه دل ز عالم پر وحشت آرمیده مرا

که پیچ و تاب به زنجیرها کشیده مرا

رهین وحشت خویشم که می برد هر دم

به سیر عالم دیگر، دل رمیده مرا

چو آسیا که ازو آب گرد انگیزد

غبار دل شود افزون ز آب دیده مرا

چو جام اول مینا، سپهر سنگین دل

به خاک راهگذر ریخت ناچشیده مرا

بریده باد زبانش به تیغ خاموشی

کسی که از تو به تیغ زبان بریده مرا

چگونه دست نوازش مرا دهد تسکین؟

نکرد کوه غم و درد، آرمیده مرا

به قطره تشنگی ریگ کم نمی گردد

چه دل خنک شود از باده چکیده مرا؟

نگشته است دو تا پشتم از کهنسالی

که قد ز بار گنه چون کمان خمیده مرا

دهان شیر و پلنگ است مهد راحت من

ز بس زبان ملامتگران گزیده مرا

نثار بوسه او نقد جان چرا نکنم؟

که تا رسیده به لب، جان به لب رسیده مرا

به صد هزار صنم ساخت مبتلا صائب

درین شکفته چمن، دیده ندیده مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳۰شکست، نقشِ مرادست بوریای مرا
  2. غزل شمارهٔ ۶۳۱به هر که هر چه ضرورست داده اند آن را
  3. غزل شمارهٔ ۶۳۲احاطه کرد خط آن آفتاب تابان را
  4. غزل شمارهٔ ۶۳۳بهار شد که ببندند در گلستان را
  5. غزل شمارهٔ ۶۳۴لبت به خون جگر شسته روی مرجان را
  6. غزل شمارهٔ ۶۳۵ببین به دور لبش خط عنبرافشان را
  7. غزل شمارهٔ ۶۳۶بود به حفظ خدا دل قوی ضعیفان را
  8. غزل شمارهٔ ۶۳۷ز اشک گرم خطر نیست خار مژگان را
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.