پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۲

سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کن

مهیای وداع آشیان شو، بال و پر وا کن

ندارد سیل بی زنهار رحمت بر گرانخوابان

ز پای خویش این بند گران را پیشتر وا کن

وداع برگ هستی را به ایام خزان مفکن

چو گل در نوبهار این سست پیمان را ز سر وا کن

ترا آسوده آب و دانه در کنج قفس دارد

ز آب و دانه بگذر، این گره از بال و پر وا کن

به مستی مگذران چون بلبل ایام بهاران را

چو گل گوشی درین بستان به تحقیق خبر وا کن

نه ای از لاله کمتر در ریاض دردمندی ها

گریبانی به داغ سینه سوز ای بی جگر وا کن

به سرو و بید دامن باز کردن بی ثمر باشد

اگر وا می کنی دامن، به نخل خوش ثمر وا کن

اگر چون نیشکر سنگین دلان پامال سازندت

تو از هر بند انگشتی سر تنگ شکر وا کن

نمی خواهد بصیرت وحشت از دنیای بی حاصل

نداری گر دل بیدار، چشمی چون شرر وا کن

به راه پر خطر دامان کوشش از میان بگشا

به منزل چون رسی بند قبا بگشا، کمر وا کن

نداری چون صدف گر صبر صائب بر تهیدستی

لب دریوزه پیش مردم والاگهر وا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۵به یک زخم نمایان سرفرازم از شهیدان کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۶سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۷برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۸نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۱سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.