پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳۱

سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من

به یک خمیازه گل می شود آخر بهار من

اگر شبها خبر یابی ز درد انتظار من

ز خواب ناز رو ناشسته آیی در کنار من

ندارد حسن و عشق از هم جدایی، سخت می ترسم

که در پیراهن گل خار ریزد خار خار من

نه در دست است گیرایی، نه در آغوش گنجایی

عبث پهلو تهی می سازد آن سرو از کنار من

ز آب چشم شبنم دامن گلها نمازی شد

مگردان روی زنهار از دو چشم اشکبار من

نمی پیچم سر از سنگ ملامت، عاشقم عاشق

محک را سرخ رو دارد زر کامل عیار من

ندارم هیچ پروا گر ببازم هر دو عالم را

پشیمانی بود خصل نخستین قمار من

اگر لنگر نیندازد به خاکم سایه قاتل

تپیدن در فلاخن می نهد سنگ مزار من

دوانیده است از بس ریشه خشکی در گلستانم

به جای سرو خیزد گردباد از جویبار من

مرا افسرده دارد سردی این خاکدان، ورنه

ز شوخی بیستون را می کند از جا شرار من

ندارد همچو من دیوانه ای دامان این صحرا

غزالان می جهند از خواب از ذوق شکار من

به آب از اشک شادی می رسانم خانه زین را

اگر افتد به دست من عنان شهسوار من

من آن رنگین نوامرغم درین بستانسرا صائب

که چشم شبنم گل می پرد از انتظار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳۳نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳۴ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳۵نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۳۶به هم پیوسته از بس در حریم سینه داغ من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳۷نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳۸گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۹ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۰نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.