پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳۸

گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من

ز خشک و تر چو موج از خوش عنانی در عذابم من

نمی سوزد دلی بر من مگر اشک کبابم من؟

به خونم عالمی تشنه است پنداری شرابم من

خرابات وجود من عمارت برنمی دارد

عبث در فکر تعمیر دل پر انقلابم من

به جز کسب هوا از من دگر کاری نمی آید

درین دریای پر آشوب پنداری حبابم من

اگر چه حرف بیجا بر زبان هرگز نمی آرم

خجل از خویش دایم چون سؤال بی جوابم من

به خاک افتم ز تخت سلطنت چون در خمار افتم

چو آید گردن مینا به کف مالک رقابم من

اگر چه می کند تعمیر دلها گفتگوی من

مهیای شکستن همچو فرد انتخابم من

هوای گردش چشمی ربوده است اختیارم را

ازان گه مست و گه مخمور و گاهی مست خرابم من

به چشم کم مبین صائب مرا چون قطره شبنم

که میراب گل و آیینه دار آفتابم من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۴۰نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴۱ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴۲ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴۳اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴۴به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴۵دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴۶به جز خالش که خط عنبرین فام آورد بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۷ز بزم وصل ذوق انتظارم می کشد بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.