پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳۹

ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من

نمک بر چشم سوزن می زند زخم نهان من

دل صیاد می لرزد به دام از دانه اشکم

خطر دارد قفس از ناله آتش زبان من

ز عشق بی زوالی در خود آن گرمی گمان دارم

که مغز صد هما را سرمه سازد استخوان من

به چشم انتظارم گل فتاد از اشک یعقوبی

نمی آید ز مصر نیک بختی کاروان من

دو صد ابر بهاری در رکابش خوشه چین باشد

به صحرا چون خرامد گریه آتش عنان من

ز زور طبع معنی آفرین صائب طمع دارم

که از طاق بلند عرش آویزد کمان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۴۱ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴۲ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴۳اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴۴به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴۵دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴۶به جز خالش که خط عنبرین فام آورد بیرون
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴۷ز بزم وصل ذوق انتظارم می کشد بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۸منه زنهار ای غافل ز حد خود قدم بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.