پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳۷

نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من

ز انگشت اشارت بیش می کاهد هلال من

ز برق تشنگی از خرمن من دود اگر خیزد

به آب زندگی لب تر نمی سازد سفال من

نبیند با هزاران چشم پیش پای خود گردون

اگر از دل قدم بیرون نهد گرد ملال من

تمنای وصالش چون به گرد خاطرم گردد؟

پریرویی که از تمکین نیاید در خیال من

به امید چه روز حشر از لب مهر بردارم؟

که کوته می کند طول زمان را عرض حال من

ز حیرت سروها را می رود از یاد بالیدن

به هر گلشن که گردد جلوه گر نازک نهال من

ازان از فربهی چون ماه می سازم تهی پهلو

که بیش از بدر ناخن می زند بر دل هلال من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳۹ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۴۰نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۴۱ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴۲ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴۳اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴۴به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴۵دل نشکسته نتوان برد از ارض و سما بیرون
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۶به جز خالش که خط عنبرین فام آورد بیرون
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.