پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۳۵

نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من

ز گمنامی چه خونها در جگر دارد نگین از من

ز اشک آتشین خط شعاعی گشته مژگانم

ز خجلت شمع دزدد گریه را در آستین از من

زنم نقش امیدی هر زمان بر آب، ازین غافل

که می دارد دریغ آن تندخو چین جبین از من

به خونم چون کباب امروز فتوی می دهد طفلی

که رویش چون نگاه گرم گردید آتشین از من

منم آن رشته هموار نظم آفرینش را

که می گردد یکی صد، رتبه در ثمین از من

ندارم گرچه در خرمن پر کاهی، به این شادم

که رزق خوشه چین باشد زبان گندمین از من

گر از تردستی من تر نشد کشت امید کس

مرا این بس که ماند نام خشکی چون نگین از من

چو می باید به تلخی ماند بر جا عاقبت صائب

چه حاصل زین که چندین خانه شد پر انگبین از من؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳۷نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳۸گهی در بحر سرگردان و گاهی در سرابم من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳۹ندارد جوهر افشای غم، تیغ زبان من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۴۰نه امروزست گرم از داغ سودای تو نان من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۴۱ز بس دامن کشد در خون مردم نازنین من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۴۲ز آه من ندارد هیچ پروا کج کلاه من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۴۳اگر اشک پشیمانی نگردد عذرخواه من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۴۴به خون غلطد چمن از ناله دردآشنای من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.