پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۶

سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن

دل خود را مصفا از شراب لایزالی کن

چو نقش بوریا بر خاک نه پهلوی لاغر را

می ریحانی تحقیق در جام سفالی کن

چو ماه بدر عمری جلوه تن پروری کردی

به گردون ریاضت روزگاری هم هلالی کن

همیشه برق فرصت بر مراد کس نمی خندد

اگر هم گریه ای یابی دلی از گریه خالی کن

زبان بازی به شمع بی ادب بگذار در مجلس

به بزم حال چون آیی شمار نقش قالی کن

مکن تن پروری تا می توان دل را صفا دادن

چو اصحاب یمین تعمیر ایوان شمالی کن

ز نخل زندگی تا هست برگی بر قرار خود

ز آه سرد چون باد خزان بی اعتدالی کن

نداری دسترس چون بر زر و سیم جهان صائب

دل احباب را تسخیر از نیکو خصالی کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۸نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۳۱سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳۲به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳۳نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۴ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۵نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.