پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۷

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن

پر و بال هما را در هوای استخوان مشکن

فلک در زیر پای توست چون از خود برون آیی

برای این ره نزدیک دامن بر میان مشکن

به یوسف می توان بخشید جرم کاروانی را

خدا را در میان بین، خاطر خلق جهان مشکن

به بال توست در این خاکدان چون تیر پروازم

به جرم کجروی بال من ای ابرو کمان مشکن

غرور حسن ای مجنون شراکت برنمی تابد

خمار چشم لیلی را به چشم آهوان مشکن

شکست بی گناهان سنگ را در ناله می آرد

دل چون شیشه ما را به سنگ امتحان مشکن

حریف کاسه زهر پشیمانی نخواهد شد

به حرف دشمنان زنهار قلب دوستان مشکن

به کار چشم زخم باغ می آید وجود من

به جرم بی بری شاخ مرا ای باغبان مشکن

به گوش جان نگه دار این نصیحت را ز من صائب

اگر خواهی که قدرت نشکند نان خسان مشکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳۱سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۳۲به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳۳نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳۴ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۵نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۶به هم پیوسته از بس در حریم سینه داغ من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.