پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۸

نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من

نخواهد ماند در بیرون در بوی کباب من

گرفتم بیم رسوایی است دامنگیر در روزت

چرا در پرده شبها نمی آیی به خواب من؟

شکست رنگ من بر شیشه دل سنگ می بارد

میا بی باده گلگون به سیر ماهتاب من

اگر ویرانی ظاهر نپیچاند عنانت را

توانی گنجها برداشت از ملک خراب من

خوشم با دولت ناخوانده، ورنه گر ضرور افتد

غزالان را به دام جذبه آرد پیچ و تاب من

به سر وقت دل من گر چنین مستانه می آیی

نخواهد ماند ای بی رحم، دودی از کباب من

عتاب آلود می گویی سخن، من کیستم آخر

که سازی تلخ عیش آن دهان را در عتاب من

من اینک همچو اشک از پرده بینش برون رفتم

نیایی گر برون از پرده شرم از حجاب من

به شوخی های معنی هر که پی برده است می داند

که دارد جنبشی چون نبض هر سطر از کتاب من

قدم بردار تا گردم نگشته است از نظر غایب

اگر تعمیر خواهی کردن احوال خراب من

دهد از هاله مه سامان طوق بندگی هر شب

ندارد گرچه پروای کسی مالک رقاب من

من از نازک خیالی آن هلال آسمان سیرم

که می سوزد نفس خورشید تابان در رکاب من

به دست داد خواهان از مروت می دهم دامن

وگرنه پاک چون صبح است با عالم حساب من

همان از شرمساری می کشم خط بر زمین صائب

اگرچه گشت عالمگیر افکار صواب من

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۳۱سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۳۲به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۳۳نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳۴ز بی عشقی بهار زندگی دامن کشید از من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳۵نشان از بی وجودی نیست در روی زمین از من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۶به هم پیوسته از بس در حریم سینه داغ من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۷نبالد بر خود از شهرت دل نازک خیال من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.