پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۴

برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن

اگر دل را نسازی آب، باری دیده ای تر کن

ز غفلت چند خواهی روز را شب کرد ای غافل؟

شبی را هم ز آه آتشین روز منور کن

نسازی گر دهانی را چو نخل بارور شیرین

خنک از سایه دلها را چو بید سایه گستر کن

سفیدی می کند راه فنا از هر سر مویت

درین وحشت سرا تا پای داری راه را سر کن

به نعل واژگون از راهزن ایمن شود رهرو

چو دل را ساده کردی خانه خود را مصور کن

به شیرینی توان بستن لب بیهوده گویان را

ز هر کس بشنوی تلخی، دهانش پر ز شکر کن

هلالی کرد چشم شور، مه را در تمامی ها

درین عبرت سرا پهلوی چرب خویش لاغر کن

ترا چون خاک خواهد بود آخر بستر و بالین

در ایام حیات از خاک هم بالین و بستر کن

نصیحت کی اثر در سنگ خارا می کند صائب؟

برای این گرانخوابان برو افسانه ای سر کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۶سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۷برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۸نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۳۱سبک جولانتر از برق است حسن لاله زار من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۳۲به یک خمیازه گل طی شد ایام بهار من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۳نشد کم در حریم وصل یک مو پیچ و تاب از من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.