پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۱

چو تیغم پهلوی خود جای ده جوهر تماشا کن

بکش دست نوازش بر سرم دیگر تماشا کن

به تیغ طعنه بی جوهری خونم چه می ریزی؟

چو آیینه مرا رویی بده، جوهر تماشا کن

مرا از کسوت بخت سیه عریان کن و بنگر

بیفشان ز اخگر من گرد، خاکستر تماشا کن

مباد آب در چشمت بگردد از فروغ او

بپوشان چشم را آنگاه این گوهر تماشا کن

رگ خامی ندارم، میوه شاخ بلندم من

عیار این سخن از چهره چون زر تماشا کن

ندارم در جگر آهی، اگر باور نمی داری

بنه از استخوانم عود در مجمر تماشا کن

هلاکم کرد و می سوزد به خاکم شمع کافوری

پس از عمری به من دلسوزی اختر تماشا کن

هزاران بوسه در پرواز گرد آن دهن بنگر

هجوم تشنگان را بر لب کوثر تماشا کن

بخوان در بوستان یک مصرع از اشعار من صائب

میان عندلیبان شورش محشر تماشا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۳خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۵به یک زخم نمایان سرفرازم از شهیدان کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۶سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۷برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۸نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۳۰نبندد دشمن آتش زبان طرف از گزند من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.