پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۲۰

قدم بر چشم من نه قلزم خون را تماشا کن

بیا در سینه من بر مجنون را تماشا کن

اگر تاب تماشای دل پر خون نمی آری

ز زیر چشم باری چشم پر خون را تماشا کن

جدایی نیست حسن و عشق را یک مو ز یکدیگر

به جای زلف لیلی بید مجنون را تماشا کن

مگو در چشمه خورشید نیلوفر نمی باشد

بر آن رخسار چشم آسمان گون را تماشا کن

اگر میل خیابان بهشت جاودان داری

نظر بگشای آن بالای موزون را تماشا کن

نگه را می کند خوناب حسرت شرم هشیاری

بکش جامی و آن لبهای میگون را تماشا کن

مبر حسرت اگر فوت از تو شد نظاره مجنون

به سیر من بیا صد دشت مجنون را تماشا کن

ندیدی گر تنور نوح و طوفان جهانگیرش

ز داغ سینه من جوشش خون را تماشا کن

نه هر چشمی تواند خط سبز عشق را خواندن

به چشم داغ سودا بید مجنون را تماشا کن

ندیدی گر هلال منخسف با زهره در یک جا

در آن دنبال ابرو خال موزون را تماشا کن

اگر در آتش سوزنده شاخ گل ندیدستی

میان بزم ما آن جامه گلگون را تماشا کن

مپوشان چشم ازان رخسار در ایام خط صائب

رقم های لطیف کلک بیچون را تماشا کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲۲۲سفر نزدیک شد، فکر اقامت را ز سر وا کن
  2. غزل شمارهٔ ۶۲۲۳خدایا قطره ام را شورش دریا کرامت کن
  3. غزل شمارهٔ ۶۲۲۴برآورد از نهادت گرد عصیان، گریه ای سر کن
  4. غزل شمارهٔ ۶۲۲۵به یک زخم نمایان سرفرازم از شهیدان کن
  5. غزل شمارهٔ ۶۲۲۶سر بی مغز را از باده گلرنگ خالی کن
  6. غزل شمارهٔ ۶۲۲۷برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن
  7. غزل شمارهٔ ۶۲۲۸نیابد ره به بزمش گر دل پر اضطراب من
  8. غزل شمارهٔ ۶۲۲۹به خاموشی بدل شد نغمه های دلفریب من
همه‌ی غزلیات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.